كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي

مقدمهء كتاب 46

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى )

شيخ حاجى محمّد در اوايل حال چندگاهى به كسب علوم پرداخت تا به صحبت شيخ شاه على رسيد و همواره مجلس شريف را به ذكر مناقب حضرت شاه ولايت مزيّن مىساخت ، تا آنكه معاندان از او به نزد شيخ الاسلام هرات كه بر مذهب اهل سنّت و جماعت بود سعايت كردند . شيخ الاسلام به مؤاخذت او پرداخت و در صدد قتل وى برآمد ولى سرانجام به وساطت يكى از شاگردان شيخ الاسلام از مرگ نجات يافت و به سوى خوارزم شتافت و در زمان عبد اللّه خان ازبك در شهر خوارزم درگذشت . در كتابها و مآخذ ديگرى كه از اين شيخ حاجى محمّد نام برده شده « 1 » ، مطلبى چشمگير افزون بر آنچه در مجالس المؤمنين آمده است ديده نشد . جز آنكه در رسالهء كرسى نامهء مرشدان طريقهء ذهبى « 2 » ( از محمّد مجد الاشراف متوفّى به سال 1331 ق ) در ذكر خليفه و جانشين شيخ حاجى محمّد از شيخ غلامعلى نيشابورى نام مىبرد و بعد از او از تاج الدّين تبادكانى و پس از او شيخ درويش محمّد كارندى . . . و در هيچ مأخذى نامى از شيخ حسين خوارزمى به نظر نرسيد و حال آنكه در ارشاد المريدين ، مؤلّف مىنويسد : « . . . علم معرفت با 22 واسطه از شيخ معروف كرخى . . . به شيخى و مرشدى على التّحقيق شيخ حاجى محمّد خبوشانى و از ايشان به مؤلّف اين نسخه اعنى . . . حسين خوارزمى رسيد . . . و اين طريق امانت تا اين زمان بر وجه استمرار با اين بنده است . » مقصود از بيان اين مطلب آن است كه اين شيخ حاجى محمّد خبوشانى در نيمهء دوم قرن نهم مىزيسته و بنا به روايت قاضى نور اللّه در سال 938 درگذشته است و به فرض آنكه خلافت سلسلهء ذهبيّه پس از وى به حسين خوارزمى رسيده باشد وقوع اين امر را بايد بعد از سال 938 ه دانست و فوت كمال الدّين حسين خوارزمى مؤلّف ينبوع الاسرار چنان‌كه قبلا گفته شد پيش از سال 840 ه يعنى نزديك يك قرن پيش از آن بوده است . بنابراين تأليف اين رساله به هيچ وجه نمىتواند از كمال الدّين حسين خوارزمى باشد . نكته‌اى ديگر كه اين مطلب را تأييد مىكند وجود بيت زير است از عبد الرّحمن جامى كه اتّفاقا در ص 6 رساله به نظر رسيد : كار جامى عشق خوبان است و خلقى هر طرف * در پى انكار او ، او همچنان در كار خويش

--> ( 1 ) . طرايق الحقائق و رسالهء دكتراى مرحوم خاورى راجع به سلسلهء ذهبيّه محفوظ در كتابخانهء دانشكدهء ادبيات دانشگاه تهران . ( 2 ) . مجموعهء نسخهء خطّى كتابخانهء مجلس به شماره 3260 ص 92 .